تبليغاتX
دانه های شن -

87/02/11

 

به می گفت : تنهائی غریب است

           ببین با غربش با من چه ها کرد

تمام هستی ام بود و ندانست

          که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

و او هرگز شکستم را نفهمید

                     اگر چه تا ته دنیا صدا کرد

نوشته شده توسط ایمان در 10:44 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •