دانه های شن
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست... هر کجا هست خدایا به سلامت دارش!
87/02/11
به می گفت : تنهائی غریب است
ببین با غربش با من چه ها کرد
تمام هستی ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد
نوشته شده توسط ایمان
در 10:44 قبل از ظهر | لینک ثابت
•
